قهرمان ميرزا عين السلطنه
1144
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سال قبل بود . همهچيزش فرق كرده . حمل جنازهء ناصر الدين شاه اسبى از قزوين حضرت و الا فرستاده بودند سوار شده گردش رفتم . هواى خوبى بود . مردم دستهدسته به تماشاى كالسكهاى كه براى حمل جنازه درست كردهاند مىرفتند . تمام خط عبور جنازه و پشتبامهاى آن از چند روز قبل اجاره شده و مبلغهاى گزاف دادهاند . ارمنيها و فرنگيها بعضى نقاط را بيست تومان و سى تومان اجاره كردهاند . اين باران امروز گردوخاك پسفردا را كم كرد ، خاك آنقدرها صدمه نخواهد زد . پنجشنبه 19 ذيقعده - هوا كمى ابر داشت . زودتر خانهء حضرت و الا رفته محمد حسن ميرزا هم آمده بود . ناهار مختصرى صرف شده . اتفاق خيابان الماسيه رفتيم . اطراف ارگ خلوت [ بود . ] نوكر و اسبها را بيرون مىكردند ، نزديك باب همايون تجير كشيده بودند . پياده شده از تجير اول گذشته به قاپى دوم رسيديم . يساول كشيكخانه « كرد » دعوت را خواست . نموده داخل شديم . عبارت مندرجه در « كرد » اين است : وزارت تشريفات دعوت سلام و تشييع جنازهء شريفه شاهنشاه شهيد انار اللّه برهانه پنج ساعت بغروب مانده سهشنبه 17 ذيقعده 1314 در خيابان الماسيه عين « كرد » جوف همين روزنامه است . يك نفر يساول جلو افتاده ما را به مسجد « مجمع الصنايع » برد . در زير طاق شاهزاده امير نويان و عضد الملك و وزير دربار نشسته